
بسم رب الشهداء و الصدیقین
به خدا قسم تا خدا دعوتت نکند نمی توانی به این مکان پاگذاری، با خواب دیدن مادر شهید این دعوت جرقه ای در وجودم پیدا شدکه نمی توانم آن را به زبان بیاورم.
خواهران حاتمی و برزکار

دلم مثل همیشه گرفته، اما این بار فرق می کند به کنار رودخانه ای رفتم که به بزرگی آسمان وسعت دارد و به اندازه ی دل شهیدان غواص آب دارد اما...
راستی بگم رودخانه ای که پر از آب بود، اما جوانمردهایی با لب تشنه تو این رود به شهادت رسیدند، فدای شهدای غواص کربلایم.

با شناخت شهید دکتر چمران به ایرانی بودن خودم افتخار کردم و احساس غروری عجیب به من دست داد.
تبارک الله شهید دکتر چمران
خانم آراسته...1396/01/03

ای شهداء
از روزی که به این مکان مقدس پا گذاشتم همه جایش بوی خوش شهدا میداد تنها جایی که دلم خیلی گرفت طلائیه بود؛ طلائیه با آن گنبد طلائیش مرا یا کربلا ی امام حسین علیه السلام انداخت درسی که از طلائیه گرفتم عشق شهداء به امام و رهبر است . خدایا دلم تنگ است...
عشق به شهداء لیاقت می خواهد
خانم سخاوت...1396/01/03

به نام خدای شهدای طلائیه
همیشه شنیده بودم که طلائیه عجب طلائیه ، اما با رفتن به آن جا با تمام وجودم این را حس کردم.
قتلگاه طلائیه انسان را به قتلگاه ارباب می کشاند و یا عمه سادات در گودی قتلگاه به دنبال حسینش، قلب انسان را آتش می زند.
از شهداء خواستم؛ قدم گذاشتن در راه مستقیم را نشانم دهند و در این راه یاری ام کنند.
{حال نداری ثواب کنی گناه نکن}

این روز ها که بی کسی ام بیشتر شده است
مهم تمام زندگی ام شهیدان شده است
این روز های بی کسی از گریه ها پُرم
اینجا تمام خاطره ها شهیدان شده است
(غلامی- اعتماد)

بسم رب الشهداء و الصدیقین
فکه برای من با همه جا فرق می کرد احساس عجیب و غریبی داشتم شهدا را با تمام وجود حس کردم . خواستم واسطه بخشش گناهانم باشند و عهد بستم که دیگر گناه نکنم.
و فکه خفته برزیر گام هایی است که رفتند و باز نیامدند...
فکه مثل هیچ جا نیست!

بنام خدا
بسم رب الشهداء و الصدیقین
سلام بر شهیدان راه اسلام ،سلام بر شهیدان پرپر شده...
سلامی گرم بر جوانان مِؤمن و انقلابی که در سپاه اسلام با دلی نورانی و ایمانی قوی راهی را پیمودند.
و الان می توان آنان را الگویی برای سرفرازی نامید.
خانم خدادادی

بسم رب الشهداء و الصدیقین
نمی دانم شهدا چه در من دیدن جز روسیاهی و عصیان که مرا برای بار دوم به قدمگاهشان دعوت کردند نمی دانم می خواهند مرا شرمنده تر کنن که با کوله باری از گناه به اینجا آمده ام
شرمنده ام شهداء...
خانم برزکار

بسم رب الشهداء الصدیقین
سلام به آنانکه لباس خاکی رنگشان، لباس احرام در موقعیت ها بود.
سلام بر پوتین های بی پاه، سلام بر انگشت های جدا شده، بر دست های بریده شده و سلام بر تن های بی سر ....
بهای خون این شهداء پیروی از ولایت فقیه رعایت حجاب اسلامی و....
امیدوارم بتوانیم راه این شهداء را ادامه دهیم....
یادمان باشد شهیدان زنده اند
تا ابدایت زنده اند و پاینده
یادمان باشد اگر کوبنده ایم
با نفس های شهیدان زنده ایم
یادمان باشد که ما دل تشنه ایم
با شهیدان عهد پیمان بسته ایم

بنام خدا
مهم ترین رمز استقامت و پیروزی رزمندگان اسلام دفاع مقدس ملت ایران است.
هر فردی برای نخستین بار به اردوی راهیان نور می رود عشق شهداء در وجودش ایجاد می شود.
اروند خروشان با غروب غریب خود راز ها در سینه و اشک ها در دیده اش دارد...
خانم صحراگرد

بسم رب الشهداء والصدیقین
اولی که آمدیم کربلای چهار (علقمه) خدا میخواست که برویم به آنجا که مادر شهید مسلم دعوت شده بود، مادر شهید خواب بچه اش دیده بود که شما ه دیدن ما می آیید ، مادرش گفت: بهشون گفتم مادر من به کی بگم که همراش بیام من پیرم کسی نیست منو بیاره، که صبح سئول کاروان میاد دم در خونه و از مادر شهید می خواهد همراهشان بیاید و در اهواز باز به خواب مادرش میاد شهید بزرگوار و به مادرش میگه خوش آمدی مادر...

به نام خدای شهداء
نه اسمی، نه رسمی، نه نشانی از خدا که پنهان نیست حال و روز امروزمان تعریفی ندارد، کوچه های دلمان تاریک است، حرف هایی از جنس سکوت که تنها قلب ما صدایشان را می شنود، در این بیابان رَد پوتین هایتن را می گیریم و امروز را با دیروز شما می پیماییم، دستانم را رهانکنید.

بنام خدا
در کنار مادر شهید که در علقمه بودیم احساس کردیم که شهداء زنده اند و در بین ما هستند و از مادر مقابل مادرشان پذیرائی می کنند و ما هم دوست داریم که با خدا دلمان را صاف کنیم و راه شهداء را دامه دهیم و تا آخر خط با آن ها باشیم و طوری رفتار کنیم که لیاقت شهید شدن را خدا به ما هم بدهد.
خانم خوشقدم

وقتی که به منطقه عملیات رمضان رسیدیم و به دیدار قبر شهدای گمنام رفتیم احساس کردیم که این جا کربلای حسینی است و به دیدار و زیارت قبر قاسم و علی اکبر آمده ایم و إن شا الله همیشه راه حضرت زهرا سلام الله علیه را ادامه دهیم.
خانم خلیلیان

تقدیم به شهدای علقمه:
شهادت: شیوۀ پروانگی می خواهد و مرام عاشقی
شهادت: پلاک سرنوشت می خواهد و دوستی
شهادت: شیوۀ محبت می خواهد و آشتی
،، باشه دیگه کل وصیتاتو اجرا می کنم تو فقط غصه نخور،،
خانم دلخواسته

یا علی

ما را در سایت توی سر، نه روی سر.... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 112