
یکم: توصیف جداگانۀ مباحث دینی و نگاه امنیتی بریده از هم، پاسخ گوی سؤال ها و قانع کنندۀ مطالبات انسان نیست. اگر نقشۀ کاملِ دینی را به صورت هم آهنگ گزارش دهیم، قدرت تصمیم گیری، انتخاب، اختیار و علاقۀ انسان را بر نمی انگیزاند.
دوم:مجموعۀ آداب دینی از هدف نهایی دین جدا نیست. پس نباید با سلیقه ، اهداف و باورهای خود به بررسی احکام دین بپردازیم.
پسندیده نیست که صرفاً با عینک علاقه و عقاید خود، آداب دینی را مشاهده کنیم. نباید برای دین، « هرکسی از ظن خود شد یار من » باشیم .

سوم: گروهی برای حل مشکلات، جنگ را بر می گزینند و به دنبال اصلاح، درمان و تبدیل به احسن نیستند. حرکت های انبیا را جنگ قدرت می بینند! کربلا را جنگ با یزید تلقی می کنند! صفین را جنگ با معاویه می دانند! ولی وقتی می شنوند که در صفین امام علی عیله السلام جان معاویه را نگرفت و لحظۀ آخر اجازۀ کشتن او را به مالک نداد، یا در کربلا امام حسین علیه السلام به حضرت عباس علیه السلام اجازۀ جنگ نداد و فرمان آب آوردن را صادر فرمود، یا این که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله بعد از فتح مکه، کانون فتنه های مشرکان را اعلام را نکرد و ابوسفیان را نکشت، دچار ابهام می شوند و اینطور پذیرفته اند: کسی که می جنگد، پس از اقتدار پیدا کردن، انتقام می گیرد. این گروه، متأسفانه عفو نبوی را نمی فهمند.

چهارم: حجاب برای نجات از دزدان و غارت گران عفت و پاکدامنی است. اگر جامعه ای مریض باشد حتی با رعایت حجاب نمی تواند خود را از خطرها مصون نگه دارد، بلکه شاید طمعۀ آن ها هم باشد پس حجاب باید در منظومه ای از مفاهیم و آموزه های دینی به کارگیری شود و به تنهایی باعث متعالی شدن و رسیدن به ارزش های انسانی و الهی نمی شود. از طرفی اگر جامعه سالم باشد، آیا تاریخ مصرف حجاب تمام می شود؟
پنجم: اگر مریضی جامعه هم مطرح نباشد، برای پیشگیری هم که شده، پوشش الهی رعایت شود. پس رعایت حجاب، هم پیشگیری است و هم درمان.

ششم: برای رسیدن به درکی بالاتر از نگاه امنیتی، باید هدف و نقش مؤمنان در معاملات جامعه و تاریخ مورد توجه باشد. قوای جسم، روح و فکر ما ظرفیت ها و سرمایه هایی اند که برای رسیدن به هدف، نزد ما به امانت گذاشته شدند. سرمایه ها با توجه به هدفِ صاحب سرمایه، معنا و تفسیر می شوند. انسان قبل از اینکه صاحب این سرمایه ها باشد، دارای هدفی مشخص است و این سرمایه ها، گام هایی برای رسیدن به آن هدف می باشند.
هفتم: حجاب فقط زنانه نیست. علت حجاب دربارۀ مردان هم مطرح است. از طرف دیگر، روابط فرد و جامعه باید در مسیر هدف آن ها تعریف شده و شکل بگیرد. این رابطه ها باید محکم و دقیق باشند، تا یک دیگر را تکمیل کرده و به عبارتی پازِل آداب دینی را شکل دهند.
هشتم: اگر رابطۀ تربیت روح و فکر را با مقولۀ حجاب، درست تنظیم کنیم، می توانیم قدمی فراتر از نگاه امنیتی به حجاب را درک کنیم. وقتی قرار است به صورت متمرکز مشغول صحبت،ایثار،تربیت و پرورش باشیم، می توانیم نقش مشخص خود را پیدا کرده و آن را ایفا نماییم.

نهم: یکی از مراکز تربیتی، خانواده است. گرمی، صفا و زیبایی خانواده، مشروط به حفظ وفاداری و تمرکز در علاقه ورزی است. وقتی حجاب در مقابل نامحرمان و در جامعه کنار رفت ، همه به هم مشغول می شوند، علاقه ها پراکنده می شود، حوصله و توان انسان، بر نقاط فراوانی تقسیم می گردد و کمّ و کیف و محصول زندگی کاهش می یابد. البته وقتی مریضیِ قلوب، به جامعه آمد گناه، عرف جامعه شد، کم کم اهداف و روابط جامعه، شکل جدیدی پیدا می کند و رفته رفته از مسیر الهی و راه های تأمین درست و مطلوب نیاز ها، فاصله گرفته می شود و روابط به محوریت شهوات و لذت طلبیِ محض و نه دین و معنویت شکل می گیرد. پس پدر و مادر مأمور حفظ علایق خود هستند. باید مشتاق هم باشند، تا بر تربیت نسل آینده متمرکز و منسجم باشند و تربیت، مقدمۀ هم آهنگیِ سپاهِ مؤمنان حولِ امام مؤمنان است.

دهم: دشمنان نمی توانند هدف گذاری های اسلام را به چالش بکشانند، نمی توانند از درون خانه و خانواده ها یارگیری کنند و غربت اسلام را به شهادت و حذف اسلام تبدیل کنند. پس پوشش الهی از عوامل تربیت است و تربیت مانع غربت اسلام می شود.
یازدهم: اگر تربیت با تمام عواملش از جمله حجاب ، واقع شود، انسان هیچگاه طمعۀ کفار نمی شود و ترس و پول و حماقت نمی تواند سدِ ایمانیِ اسلام را بشکند. پس اگر نگاه امنیتی را راتقاء دهیم و به دنبال صیانت و ایمنی از جبهۀ کفر باشیم، جامعیت دین، از جمله حجاب را نقش آفرین خواهیم دید.

دوازدهم: حجاب، موضع گیری درونی مرد و زن و نه ظاهری آن هاست، هم چنان که امروزه رعایت حجاب در عرصۀ جهانی، موضع دینی، پیروی از آیین پیامبر صلی الله علیه وآله و قبول داشتن تصمیمات و خواسته های اسلامی و انقلابی را می رساند. برای شکل گیری موضعِ درونی، محتاج عمل کردن به تمام خواسته های اسلام هستیم. قلب مؤمن و سالم ، فرار از وظیفه و تکلیف را تلخ می داند و هر خدشه و ضربه ای را نمی پذیرد.
پس در واقع حجاب، عقبۀ رویارویی با جبهۀ کفر است. اگر همه چیز باشد، ولی بی دقتی در حجاب شود، سرمایه ها به هدر خواهد رفت.
سیزدهم: بی شک امنیت هم یکی از آثار رعایت حجاب است، ولی همۀ آن نیست.

ما را در سایت توی سر، نه روی سر.... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 122